۲۲ مهر ۱۴۰۵، ۹:۳۰

گواهی‌های انسانی / ۳۸

در حلقه محاصره

در حلقه محاصره

اگر توانسته‌ایم بخشی از محاصره دریایی را دور بزنیم، کار مهمی کرده‌ایم. اما راه باز، بدون کالایی که از آن عبور کند، چیست؟ ارزش راه تازه به صادراتی است که ممکن می‌کند.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: معاون سازمان توسعه تجارت دیروز گفت: پیش از محاصره دریایی، ۷۵ درصد صادرات ایران از خلیج فارس و دریای عمان می‌گذشت. انتظار داشتند صادرات ۷۵ درصد سقوط کند، اما کاهش شش‌ماهه فقط ۳۵ درصد بوده است. این خبر مهمی است. یعنی راه‌هایی برای ادامه تجارت پیدا کرده‌ایم. اما پرسش مهم‌تری هم هست؛ از این راه‌ها چه چیزی به کدام سمت عبور می‌دهیم؟

تحریم را گاهی چنان توصیف می‌کنند که انگار مجموعه‌ای از مقررات سخت‌گیرانۀ بانکی است. تحریم، همان محاصره است؛ فقط هنوز کشتی جنگیش را جلوی چشممان نیاورده‌اند. وقتی امکان خرید دارو، فروش کالا، دریافت پول، یا حمل بار را می‌گیرند، دارند با زندگی مردم می‌جنگند. محاصرۀ دریایی ادامۀ همان کار است، با ابزار آشکارتر. هدف هم صرفاً کم کردن ارقام تجارت نیست. می‌خواهند جامعه فرسوده شود، آدم‌ها آسیب ببینند، و حکومت تا نابودی برود.

در برابر چنین جنگی، دفاع نظامی لازم است. باز کردن مسیرهای بسته و پیدا کردن راه‌های تازه حمل‌ونقل هم لازم است. اما هیچ‌کدام به‌تنهایی بنیان مقاومت نیستند. کشوری که نتواند نیازهای خودش را تولید کند و کالای تولیدی‌ای برای صادر کردن نداشته باشد، حتی با جاده‌ها و بندرهای باز هم گرفتار می‌ماند. بنیان مقاومت اقتصادی تولید است.

این هم مهم است که دربارۀ چه تولیدی حرف می‌زنیم. کسی مفتولی را خم می‌کند و گوشواره می‌سازد. کسی در اینستاگرام محتوا تولید می‌کند. برنامه‌نویسی هم ساعت کارش را به مشتری خارجی می‌فروشد. کار می‌کنند، به گمان خودشان تولید می‌کنند، اما وقتی مسئله محاصرۀ کشور است، این فعالیت‌ها جای چیزهایی مانند گندم، فولاد، ماشین‌آلات، و دارو را نمی‌گیرند. باید چیزی بسازیم که مردم کشورهای دیگر واقعاً به آن نیاز داشته باشند؛ آن‌قدر که برای خریدنش پول بدهند و برای رسیدنش راه پیدا کنند.

اینجا جغرافیا به کمک اقتصاد می‌آید. ایران همسایگانی دارد که می‌توانیم با آن‌ها از راه زمین تجارت کنیم. اما مرز مشترک به‌خودی‌خود مشتری نمی‌سازد. مشتری وقتی پیدا می‌شود که کالای مورد نیازش را با کیفیت و قیمت مناسب تولید کنیم. آن وقت حفظ راه تجارت فقط خواستۀ ما نیست؛ خواستۀ طرف مقابل هم هست.

روسیه را ببینیم؛ هم تحریم شده، هم درگیر جنگ است. با این همه، در خبرها می‌بینیم تورم و سقوط ارزش پولش به اندازه ایران نبوده است. نمی‌شود نقش سیاست پولی، نرخ بهره، و کنترل‌های ارزی را نادیده گرفت. اما روسیه گندم، انرژی، فلزات، و محصولات صنعتی می‌فروشد. اقتصادش فقط مصرف‌کننده ارز نیست؛ توان به دست آوردن ارز هم دارد.

این تفاوت در روزهای عادی شاید فقط موضوعی اقتصادی به نظر برسد. در جنگ، موضوع استقلال تصمیم‌گیری است. کسی که برای تأمین نیازهای اولیه چشم به اجازۀ دشمن بدوزد، در انتخاب زمان و شیوه مقاومت، و حفظ جامعه هم آزادی کامل نخواهد داشت.

اگر توانسته‌ایم بخشی از محاصرۀ دریایی را دور بزنیم، کار مهمی کرده‌ایم. اما راه باز، بدون کالایی که از آن عبور کند، چیست؟ اگر قرار باشد از مسیرهای تازه بیشتر کالا وارد کنیم، فقط شیوه خرج کردن منابعمان عوض شده. ارزش راه تازه به صادراتی است که ممکن می‌کند. حلقه محاصره را تولید می‌شکند؛ راه‌های زمینی و دریایی فقط امکان می‌دهند محصول صادر کنیم.

کد مطلب 6977288

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha